
عباس کی منش (مشفق کاشانی)
(1304-كاشان/1393 هجري شمسي-تهران) آرامگاه_ تهران بهشت زهرا
تضمین ترکیب بند عاشورایی محتشم
(دوازده بند)
بند یکم
از موج فتنه چشم جهان غیرت یم است
وز تندباد حادثه پشت فلک خم است
صبح امید چون شب تاریک مظلم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحــــه و چه عـــزا و چه ماتم است
هر جا نشان محنت و مردم به غم قرین
افکنده اند غلغله تا چرخ هفتمین
گردون فکنده بس گره از درد بر جبین
باز این چه رسـتخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
از لوح سینه رفته چرا نقش آرزو
فریادها شکسته ز اندوه در گلو
خورشید برده سر به گریبان غم فرو
این صبح تیــــره باز دمیـــــد از کجا کــــزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
هر جا به گوش می رسد آوای انقلاب
خلقی به ماتمند و جهانی در اضطراب
جان در تلاطم آمده دل را نمانده تاب
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
روشن به راه دید چراغ امید نیست
کس را هوای شادی و گفت و شنید نیست
زین ابر تیره اختر شادی پدید نیست
گر خوانمش قیـــامت دنیا بعیــد نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
شوری به سر فتاده که جای مقال نیست
جز غم نصیب مردم شوریده حال نیست
باغ حیات را پس ازین اعتدال نیست
در بارگاه قــــــــدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
خلق جهان ز سوز نهان نوحه میکنند
از دست داده تاب و توان نوحه میکنند
هر جا ز دیده اشک فشان نوحه میکنند
جن و ملک بر آدمیـــان نوحه میکنند
گویا عزای اشـــــرف اولاد آدم است
شاهی که افتخار بدو کرده عالمین
بابش علی و فاطمه را هست نور عین
از شرم روی او به حجابند نیرین
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده ی کنار رســـــول خدا حسین
«درحال تكميل است»
*******************************