
فتح اله وفايي شوشتري
( 1208-شوشتر/ 1304هجري قمري- نجف اشرف) آرامگاه نجف اشرف
ترکیب بند عاشورایی
(بیست و دو بند)
بند یکم
در کربلا چو محشر کبری شد آشکار
گشتند دوزخی و بهشتی به هم دچار
بودند خیل دوزخی آن روز، شادکام
اما بهشتیان همه لب تشنه و فکار
اهل بهشت را جگر از قحط آب آب
در کام اهل دوزخ و نار، آب خوش گوار
آن ساقیان کوثر و، آن شافیان حشر
گشتند تشنه،طعمه ی شمشیر آبدار
آتش به خیمه گاه زدند، این روا بُود؟
کز دوزخی به کاخ بهشتی فتد شرار؟
پس دختران فاطمه یکسر برهنه سر
هر یک چو آفتاب و،به جمازه ها سوار
بودند بی حفاظ ، هم از حفظ آبرو
گیسوی تابدار فروهشته برعذار
هر یک سوار ناقه ی عریان،که ناگهان
بر کشته های بی کفن افتادشان گذار
هر پیگری چو کوکب رخشنده در فلک
یا چون فلک ز زخم فراوان،ستاره بار
زینب چو دید پیکر صد پاره ی حسین
غلطان به خاک ماریه، بی دفن و بی مزار
بر رخ نمود ناخن بی صبری، آشنا
کرد از هلال، چهره ی خورشید را نگار
از سوز دل،به آن تنِ بی سر خطاب کرد
نوعی که زد به خرمن هفت آسمان، شرار
گفتا تویی برادر
.
.
.
چندان گریست، دیده ی انجم به حال او
تا شد نُه اطلس فلک از اشک، جویبار
در نظم و نثر مرثیه ات گر مدد کند
مزدت همین بس است وفایی به روزگار
هر دُرّ اشک کز غمِ آن تاجدار نیست
در پیش چشم اهل نظر، آبدار نیست
«در حال تكميل ميباشد»
******************************